محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
373
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
و لذا در سال 1309 با خانوادهاش از نجد بيرون آمد و مدام در شهرها مختلف مىگشت او ابتدا به احساء سپس به كويت رفت بعد به نزد قبايل بنى مره ، نزديكهاى ربع الخالى آمد و آنگاه به قطر رفت و از آنجا به كويت بازگشت و با خانواده خود در آنجا رحل اقامت افكند در اينزمان فرزند او عبد العزيز ده سال داشت . امير كويت شيخ محمد بن صباح براى عبد الرحمن مستمرى قرار داد تا اينكه دولت عثمانى يك مقررى به مقدار ماهى شصت ليره عثمانى براى او تعيين كرد . امير كويت مستمرى را قطع نمود لذا عبد الرحمن با خانوادهاش در شرايط سختى به زندگى خود ادامه مىداد « 1 » . ملك عبد العزيز يا يك افسانه عبد العزيز پسر عبد الرحمن اولين حاكم سعودى است كه نام خود را ملقب با پادشاه كرد . آفتاب از روزگاران قديم طبق قوانين طبيعى از مشرق طلوع مىكند و در مغرب از نظرها پنهان مىشود حتى يك روز هم ديده نشده است كه بر خلاف عادت آفتاب از سمت غرب درآيد و در مشرق غروب كند اين و ساير نظامهاى آفرينش هميشه يكنواخت انجام مىگيرد . اما حوادثى كه در شرق و غرب عالم انسانى رخ مىدهد و رويدادهاى جهان بشرى هيچ وقت يكنواخت نيست و ابدا تحت يك ضابطه و قالب
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به آراء علماء السّنّة فى الوهابية : 74 - 91 ، و الفجر الصادق صدقى زهاوى : 75 - 90 چاپ مصر سال 1323 ه .